پست روانشناسی ۷ ....ساخت زندگی ایده آل ۲ ... کم بخواب ولی با کیفیت !

سلام به همگی 

این هم دومین پست از سری پست های ساخت زندگی ایده آل

ببخشید دیر شد ، هفته پیش مهمان داشتیم و متاسفانه وقت نکردم :)

کمتر بخواب ! اما با کیفیت :) 

خیلی وقت پیش ها جمله ای از ادیسون خوندم که گفته بود :

خواب مثل مخدر می مونه ، زیادی آن باعث خنگی و خماری میشه و حساب زمان و نشاط و فرصت از دست آدم خارج میشه !

قبول کنید که بیشتر ما بیش از حد نیاز میخوابیم ! به خودمون میگیم که برای عملکرد بهتر باید حداقل هشت ساعت خواب راحت زیر پتو داشته باشیم !

نمیتونیم کم خوابی رو تصور کنیم و از این فکر انگار میخوایم بمیریم ...

ببینید  کمیت خواب مهم نیست بلکه کیفیت خواب اهمیت داره !

اغلب ما برای فرار از واقعیت ها در بحران مشکلات ، خوابیدن رو بهانه میکنیم ، این یعنی چی ؟


زمانی رو تصور کنید در زندگی همه چیز بر وفق مرادتونه ،در کار و شغل و روابط زندگی رشد میکنید ----))))   اصلا دلتون نمیخواد با خواب اضافی زندگیتون رو هدر بدید :)


حالا زمانی که زندگی بر وفق مرادتون نیس , یکنواخت و کسل کننده شده ، افراد دور و برتون دیوانه تون کردن ----))))حتمالا بیشتر از روزای معمولی میخوابید ! مثلا روز تعطیل تا دو بعد ازظهر ! وقتیم از خواب بلند میشید ، خمود ، بی انگیزه و سست هستید :)


پس عامل عمده نشاط و شادابی به میزان خواب ربطی نداره ، تلاش کنید اوقات کمتری رو در خواب سپری کنید اما خواب عمیقی داشته باشید 

عامل عمده خستگی-----)))))  ذهن  شماست که منشا آن کار هایی که دوست ندارید انجام بدید


پیشنهاد از نوع پارمینی :))))  : سحر خیز باشید همین باعث خواب با کیفیت میشود 

سحر خیزی چه فایده داره ؟

سحر خیزی در زندگی شما ، نظم و ترتیب ایجاد میکنه و شما رو در رده انسان های موفق قرار میده ؛ در رابطه با ساعات اولیه ی صبح ، ویژگی بخصوصی وحود داره ، اون ساعات به نظر میرسه که زمان دیر میگذره و حال و هوای آرامش بخشی محیط رو پر کرده  حتی از میزان استرس شما کاهش میده چون فرصت میکنید به کار ها برسید :)))


چگونه خواب عمیق داشته باشیم ؟  و با کیفیت که بعد آن احساس نشاط کنیم ؟

۱) هنگام خواب فعالیت های روزانه را در ذهن مرور نکنید 

۲) بعد از ساعت ۸ شب ، غذا نخورید و اگر مجبور شدید فقط سوپ 

۳) قبل خواب اخبار تماشا نکنید

۴) در رخت خواب کتاب نخونید 

۵) ورزش ، ورزش و ورزش ... خصوصا پیاده روی 

 هر تغییری در زندگی ، نیازمند صبر و حوصله و تلاش است ،اما نتایج حاصل از آن با تنش های اولیه که تجربه میکنی ، ارزشمند است (رابین شرما )

انتظار نداشته باشید با یه روز تمرین و انجام ندادن این کارا خوابتون با کیفیت بشه و سحر خیز بشید !

اخطار : برای کودکان  و نوجوان که در سن رشد هستن توصیه میشه 

که همون حداکثر خواب کافی رو داشته باشن و هم به کیفیت توجه کنن 

هم به کمیت !

# نویسنده :پارمین با بهره گیری از کتاب وقتی بمیری چه کسی براید گریه میکند

از رابین شرما :)


زندگیتون توأم با آرامش ...  :)

پست روانشناسی ۶ ... ساخت زندگی ایده آل ۱ ..

بسم الله الرحمن الرحیم

از این به بعد پست هایی در وبلاگم میزارم به نام 

ساخت زندگی ایده آل :

اولین پست :

برای نگرانی هایت وقت بگذار...


افراد زیادی هستند که بهترین روز های عمر خودشون رو در نگرانی 

سپری میکنند .. همه ما در زندگی نگرانی هایی داریم نظیر شغل ،

قبض پرداختی ،ازدواج ، محیط زندگی و بچه ها..

از طرفی همه هم اینو میدونیم که اکثر چیز هایی که در موردشون

نگران هستیم هرگز اتفاق نمی افتند ،

مارک تواین میگه :

در زندگی دغدغه های زیادی داشتم که در واقع کمی از آن ها رخ داد،

نگرانی زندگی را میسوزاند .

برای خود من همیشه این اتفاق افتاده که هر چی نگرانی و دغدغه

بیشتری داشتم به جای این که روی هدف اصلی تمرکز کنم، کیفیت

زندگیم پایین میومد و نه تنها از زندگیم لذت نمیبردم بلکه به اون هدف هم نمیرسیدم

خیلیاتون این جمله رو از من شنیدید که هرچی زندگی رو سخت تر

بگیری سخت تر هم پیش میره ،

حالا یه راهکار ساده برای غلبه بر عادت نگرانی :

وقت مشخصی برای نگرانی هایمان کنار بگذاریم !

وقتی با مشکلی مواجه میشیم ، تمرکز کردن بر روی نگرانی در ساعت

بیداری ، کاره راحتیه ، در عوض توصیه میشه زمانی بخصوص مثلا

نیم ساعت در هر شب ( مثلا برای من ساعت یازده شبه) برای نگران

بودن صرف کنید !

در طی این مدت خودتون رو تو نگرانی و دغدغه خفه کنید :))

اما باید یادبگیرید که بعد و قبل این زمان نگرانی تون رو پشت سر

بگذارید و کارهای پربارتر انجام بدید مثله :

۱ ) پیاده روی در هوای آزاد 

۲ ) مطالعه مطالب و کتاب های الهام بخش یا مورد علاقه

۳ ) گفت و گوی صمیمانه با کسی که دوستش دارید 


روش جالب ۱ : اگر در سایر اوقات روز احساس میکنید نیاز به 

نگرانی دارید ، نگرانی هاتون رو یادداشت کنید و فقط توی همون 

نیم ساعت خودتون رو غرق در نگرانی کنید ،

روش جالب ۲ : نگرانی یا دغدغه رو مثله یه بچه بازیگوش بدونید

این روش رو خودم ابداع کردم و به هرکی گفتم نتیجه گرفته ،

هدیه من به شما :

باید تصور کنید که نگرانی مثله بچه بازیگوشه، هر وقت اومد تو ذهنتون باید بگی :

ببین خوشگل خاله یا عمو !! الان وقت ندارم باهات بازی کنم اما

قول میدم اگر بچه ی خوبی باشی سر ساعت ۱۱ باهات بازی میکنم

باشه ؟؟

اگر بازیگوش تر از این حرفا بود :

من بهت یه فرصت دوباره میدم اما اگر یه بار دیگه بیای اصلا باهات

بازی نمیکنم !!

و حالا جملات دیگر با ادبیاتی که فک میکنی بچه بازیگوش آرام

میگیره ،،شاید هم بچه بازیگوش شما خیلی شیطون باشه و نیاز

به گوشمالی هم داشته باشه.. یعنی تهدید به کتک :))) خخخخ


حاضرم قسم بخورم که به هرکی این روشو گفتم نتیجه گرفته 

مگر این که : خودتون نخواید به نگرانی تون خاتمه بدید ://


روش جالب ۳ :

ایست فکری ،،، یعنی این که تا نگرانی یا دغدغه خاصی به

ذهنتون اومد با دست بهش دستور بدید ایست !! مثله یه انسان

تصورش کنید و بهش دستور ایست بدید..


همه اینا روشای موثرین بازم بستگی به خوتون داره که بخواید با

نگرانی زندگی کنید و اجازه بدید زندگیتون تحت الشعاع قرار بگیره

یا میخواید واقعا از زندگی ببرید :))

# نویسنده : پارمین به همراه کتاب وقتی بمیری چه کسی براید 

گریه میکند از رابین شرما

پارمین ....

خب سلام ...

وای بچه ها چه قدر بزرگ شدید چه قدی کشیدید :)))

بعضیاتون چه وبلاگای خوشگلی و چه قالبای خوشگلی درست 

کردید !! :))) چه متن های قشنگی :)

طی تفکراتی که در طی این مدت انجام دادم به این نتیجه رسیدم

که برای دل خودمم که شده این وبلاگ رو نگاه دارم،

واقعا تو این مدت احساس میکردم یچیزی کمه و نیاز شدیدی

هم به نوشتن داشتم :)

تصمیم گرفتم که برگردم و با قدرت دوباره تلاش کنم :)

تقریبا میشه گفت به هیچ وبلاگی سر نزدم و قول میدم که انشالله

در اولین فرصت هم سر بزنم هم پست بزارم :)

چون میدونم بیان اصلا بدون پارمین صفایی نداره و باز هم اعتماد

به سقف خودتونید :))))

فعلا :)))

پ.ن : قابل ذکر است که هنوز این عادت شب زنده داریو ترک

نکردم... ساعت پنج صبح !!

کیا این عکس پروفه منو یادشونه خخخخ ؟؟

ووی خدا لپاشو :)


آرامش و حس خوب ۹... مادر درخشنده ترین آفتاب هستی...


شاید گاهی احساس دلتنگی بکنم اما...

از تمام دلتنگی ها ، از اشک ها و شکایت ها که بگذریم باید اعتراف

 کنم  مادرم که میخندد خوشبختم !



مادر عزیزم...

کاش هیچوقت بزرگ نمیشدم تا برای همیشه در آغوش تو  جا می 

گرفتم !



مادر
 ای آرام بخش ترین نسیم پگاه زندگی! بسوز که ریحانه های سبز حیات لباس زرد مرگ می پوشند و طوفان های وحشتناک پاییزی بر 
گل ها حاکم می شوند. بِوز که گل ها جز با شمیم نفس عطرآگین تو 
معطر نمی شوند. بوز که هیچ نسیمی نمی تواند لطیف تر از نسیم 
خوش بوی وجودت، برگ های ظریف گل ها را نوازشی دهد و تو گویی که گل ها نیز بی حضور نسیمت، جوانه نمی زنند و غنچه نمی 
شوند..... منبع : سایت تصویر زندگی

 دست بوس تمام مادرها هستم...


و این هم آهنگ میم مثله مادر .... تقدیم به شما 


کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم

چقدر مث بچگی هام  لالایی هاتو دوست دارم

سادگی ها تو دوست دارم ، خستگی ها تو دوست دارم

چادر نماز زیر لب خدا خدا تو دوست دارم


کاشکی رو تاقچه ی دلت آینه و شمعدون میشدم

تو دشت ابری چشات یه قطره بارون میشدم

کاشکی میشد یه دشت گل برات لالایی بخونم

یه آسمون نرگس و یاس تو باغ دستات بشونم

 

بخواب که میخوام تو چشات ستاره هامو بشمارم

پیشم بمون که تا ابد دنیا رو با تو دوست دارم

دنیا اگه خوب ... اگه بد ، با تو برام دیدنیه

باغ گلای اطلسی ، با تو برام چیدنیه

 

مـــــــــــــــادر ...

 

کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم

لالایی ها تو دوست دارم ، بغض صداتو دوست دارم

 

مـــــــــــــــادر ...

 

لالایی ...

لالایی ...


آرامش و حس خوب ۸..... پیش این دیوونه برگرد

این آهنگ مازیار فلاحی خیلی ارامش بخشه...عشق تو صدامه..


تقدیم به شما ....


عشق تو صدام مثله غم تویه بارونه زندگیم شده شبو روزای وارونه


از حاله من کسی چیزی نمیدونه


وقتی نیستی خونه , خونه ساکتو آرومه شب تو خیالم سر تو رویه زانومه


برگرد بیا به خونه , خونه بی تو زندونه


بیا بی بهونه برگرد پیشه این دیوونه برگرد


حتی یه شبه دیگه به اون شبای خوب عاشقونه برگرد


بیا بی بهونه برگرد پیشه این دیوونه برگرد


حتی یه شبه دیگه به اون شبای خوب عاشقونه برگرد پیشه این دیوونه برگرد


از تو چشام همه حرفامو میخونی غیر ممکنه بگی هیچی نمیدونی


اما چشات میگه دیگه نمی مونی


رفتی اما هر وقت اگه راهتو گم کردی هر شب تو خوابم میشینم تا تو برگردی


برگرد بیا به خونه , خونه بی تو زندونه


بیا بی بهونه برگرد پیشه این دیوونه برگرد


حتی یه شبه دیگه به اون شبای خوب عاشقونه برگرد


بیا بی بهونه برگرد پیشه این دیوونه برگرد


حتی یه شبه دیگه به اون شبای خوب عاشقونه برگرد پیشه این دیوونه برگرد





آرامش و حس خوب ۷ ... قضاوت نکنیم..

تیغه ی یک گیاه به یک برگ پاییزی گفت :

هنگام افتادن چه سر و صدایی میکنی ! همه رویاهای

زمستانی مرا بهم میریزی

 

برگ بر آشفت و گفت : ای فرومایه نشین ! موجود بی آواز و بدخلق !

تو درهوای بالا زندگی نمیکنی !و از صدای آواز چیزی نمیفهمی ...

 

  

آنگاه برگ پاییزی روی زمین خوابید و به خواب رفت . چون بهار 

رسید بازبیدار شد و یک تیغه ی گیاه بود.

 

هنگامی که پاییز آمد و خواب زمستانی اورا فراگرفت و برگ ها از 

همه جا آویختند ، زیر لب با خود میگفت ...


وااای ! از دست این برگ های پاییزی ! 


چه سر و صدایی میکنند ! همه رویای زمستانی مرا بهم میزنند ...

 

# جبران خلیل جبران... کتاب پیامبر و دیوانه.. کتابش معرکه اس : )  

 

 پ.ن : این نوشته به نظرم مفهوم دقیق قضاوت کردن و نهی اون.... و

البته خودبرتربینیه 


به قول گاندی ...


وظیفه ما نیست که خطای دیگران را جستجو کنیم وبه قضاوت 

درباره دیگران بنشینیم....


ما باید تمام نیروی خویش را برای قضاوت در کارخودمان صرف کنیم.... 

وتا وقتی که حتی یک خطا در خود می بینیم حق نداریم که در کار 

مردم دیگر دخالت کنیم ....

 

پست روانشناسی۳ ... کودک نباشیم..

باز تعریف کودکی ....

کودکی بوسیله ی سن و سال تعریف نمیشود؛ با داشتن :

۱ ) افکار سطحی و کوته بینانه


۲ ) وابستگی ها و اتکاهای مفرط 


۳ ) ترس های واهی و غیر منطقی


سنجیده میشود ....

کودک از نظر روانشناسی کیست ؟

کودک ، فرد متزلزلی است که بدون توصیه و تائید دیگران و کسب اطمینان از جانب آن ها قدم از قدم بر نمیدارد ....

این فرد کودک است ... بزرگسالان ِ کودک رفتار : 

۱ ) در گرفتن تصمیم های روزانه مشکل دارند.

۲ )  بار مسئولیت زندگی اش را به دیگران محول کند 

۳ )  به جای خود ، به از ما بهتران اجازه تفکر و تصمیم گیری بدهد ..


همه این موارد نشان دهنده ی یک فرد نابالغ است .... 

آن کسی که به قضاوت ها و توانایی خویش اعتماد ندارد ، کودک است هر چند بخواهد با شناسنامه خود خلاف آن را ثابت کند 

این فرد فاقد اعتماد به نفس است و در کوچک ترین مسائل زندگی به مشکل برمیخورد و توانایی انتخاب راه درست را ندارد زیرا... 

متکی به دیگران و فاقد ویژگی باور داشتن تونایی های  خود است ....


پس کودک نباشیم ! 


ذهن ما زندان است....ما در آن زندانی

قفل آن را بشکن.....در آن را بگشای

و برون آی ازین دخمه زندانی


# مجتبی کاشانی

# نویسنده : پارمین به همراه کتاب ... چوپان دروغگوی زندگی خویش تنیم از مسعود لعلی 


آرامش وحس خوب ۷... آهنگ جاده ای که ساخته بودم از خواجه امیری

 

 یکی از چیزایی که وقتی حالم گرفته اس ... حالمو به شدت عوض میکنه 
گوش دادن به آهنگای خواجه امیریه ...
مخصوصا تو این شبای بارونی .. آسمون تهران هم انگار حالش گرفته اس..
ابری و بارونیه 
 
این آهنگه  جاده ای که ساخته بودم  از خواجه امیری تقدیم به شما ...
 
خیلی حس خوبی به من منتقل میکنه ...
 

واسه اینکه بشه بی تو ، یه کم آروم بگیرم

به جاهایی که ازت خاطره دارم نمیرم

 

عطرِ دلخواهتو هر جا به مشامم میخوره

همه یِ وجودمو میگیره حسِ دلهره

 

اونی که دنیاش بودم رفت و دیگه برنگشت

جاده ای که ساخته بودم از رویِ خودم گذشت

 

شکل یه سایه میونه غربتِ یه منظرم

وقتی تنهایی دارم از توو خیابون میگذرم

 

اونی که دنیاش بودم رفت و دیگه برنگشت

جاده ای که ساخته بودم از رویِ خودم گذشت

 

شکل یه سایه میونه غربتِ یه منظره

وقتی تنهایی دارم از توو خیابون میگذرم

♫♫♫♫♫♫

اون روزامون کجا رفت ؟ غرقِ کدوم رویا شدی

رفتی اما من همون جام ، که ازم جدا شدی

 

تو نمیری از خیالم ، رو به هر چشمی بشینم

توویِ هر حالی که باشم روبه روم تو رو میبینم

 

اونی که دنیاش بودم رفت و دیگه برنگشت

جاده ای که ساخته بودم از رویِ خودم گذشت

 

شکل یه سایه میمونه غربتِ یه منظره

وقتی تنهایی دارم از توو خیابون میگذرم

 

اونی که دنیاش بودم رفت و دیگه برنگشت

جاده ای که ساخته بودم از رویِ خودم گذشت

 

شکل یه سایه میونه غربتِ یه منظره

وقتی تنهایی دارم از توو خیابون میگذرم

♫♫♫♫♫♫

 
 
پ .ن  : این آهنگ برای هر شخص میتونه مخاطب خاص داشته باشه نه این که بگم فقط برای این فرد خاصه ..:)))) در کل چون حس خوبی منتقل میکنه براتون گذاشتم ...
 

 

معرفی رمان ۱.... بهترین رمانی که خوندم... مهر و مهتاب


مهر و مهتاب ....


خب قرار شد که هر وقت که تونستم رمان یا کتابی معرفی کنم که بر زندگیم تاثیر زیادی گذاشته و به شدت منو متحول کرده،

اگر بخوام بین تمام رمان هایی که خوندم رتبه بندی بکنم رمان 

 مهر و مهتاب اثر خانم تکین حمزه لو رتبه ی اول رو به خودش اختصاص میده .

یادم میاد حدود ۶ ماه پیش زمانی که این کتاب رو شروع به خوندن کردم ، شب بود ؛ من همیشه در طی چن روز رمان رو تقسیم بندی میکنم اما این رمان به حدی تاثیرگذار و جذاب بود که من تا صبح خوندم و خوندم اما دست نکشیدم

با خوندن جمله به جمله ی این کتاب مخصوصا خاطرات حسین گریه کردم... تا جایی که وقتی حسین داشت از صحنه های جنگ میگفت و از دست دادن دوستانش من از شدت گریه حالت تهوع گرفتم و حالم بد شد ....

اما ...این رمان برای من که جنگ و شهادت و دفاع مقدس رو همیشه زیر سوال میبردم و به سخره میگرفتم تاثیر زیادی داشت و افکار منو به شدت متحول کرد ...


خلاصه کتاب :

حسین یک جانباز شیمیایی و پسری ساده است که خانوادش رو در بمباران تهران از دست میده و مهتاب دختری ازاد و مرفه و تقریبا دور از دینه...

این دو نفر در دانشگاه آشنا میشن حسین استاد حل مسئله ریاضیه... و اتفاقات جوری رقم میخوره که این دو عاشق میشن اما با مخالفت های شدید خانواده در نهایت ازدواج میکنن

رفتار شیرین و بدون تکلف حسین باعث تحول خود مهتاب و خانوادش میشه و ...

ژانر :

اجتماعی ، مذهبی و عاشقانه 


نویسنده : سرکار خانوم تکین حمزه لو ... از جمله آثار این نویسنده افسون سبز بود که بازهم به شدت بر افکار من درباره ی عشق جهت داد و دقیقا زمانی بود که با آقای زیتونی مواجه شدم و سردرگم بودم اما این کتاب بهم کمک کرد که درست تصمیم بگیرم و رفتار کنم...و اشتباه بچگانه و از روی احساس نکنم.... دنبال کنندگان قدیم وبم یادتونه ؟؟؟


قسمتی از رمان :

 سر کلاس همه مشغول حرف زدن بودیم که در میان بهت و تعجب ما پسری قد بلند و ریز نقش، لنگ لنگان وارد کلاس شد

صورتش را ریش و سبیل کوتاه و مرتب شده پوشانده بود و موهایش مجعد و کوتاه بود ..زیر لب سلام کرد کسی جواب سلامش را نداد ، بزرگتر از ما بود اما نه در این حد که باعث ترس ما شود .

پسرک اهسته گفت : خانوم ها و آقایان استاد سرحدیان از من خواستند که تمرین های شما را حل کنم یکی لطف کنه بگه تمرین های چه صفحه باید حل بشه ...

پسره شروع کرد به پاک کردن تخته اما قبل آن با یک ماسکی جلوی دهان و بینیش رو گرفت ، با این کار سیل متلک و تیکه به سویش هجوم اورد .. 


- سرحدیان چرا از بیمارای سل گرفته واسه حل تمرین فرستاده

‍- اقا اکسیژن برسونم 

-ای بابا این که آب روغن قاطی کرد

- آقا واگیر نداره ؟؟

بعد خنده و هر و کر کلاس رو پر کرد اما پسره بدون توجه به ما با آرامش شروع به نوشتن کرد و بعد از اون کلاس در ارامشی عجیب فرو رفت . در همین حین  دختری بلند شد سوال بپرسه و منم با شیطنت صندلیش رو عقب کشیدم و ....


پ.ن ٔ : بقیه اش رو نمیگم ... مردم آزارم خودتونید :-)  

البته باید اضافه کنم که پایانش تلخه اما به نظر من بهترین پایان بود اما خب ...

امیدوارم بخونید و لذت ببرید... فک کنم بشه از اینترنت دانلود کرد اما من خودم همیشه ترجیح میدم کتاب رو تهیه کنم حالا شما هر جور خوتون میدونید .. من نمیدونستم نویسنده راضیه یا نه و گرنه لینک دانلودو میگذاشتم....

 

ارامش و حس خوب ۶... آهنگ متصل از چاوشی

اینم اهنگ متصل از چاوشی ... که خیلی دوست دارم و با معناس

 

این آهنگ هم از جمله اون آهنگاست که بهم ارامش میده و البته به نظرم شاده ...

 

جان من است او هی مزنیدش ، آن من است او هی مبریدش

 

آب من است او نان من است او ، مثل ندارد باغ امیدش

 

باغ و جنانش آب روانش ، سرخی سیبش سبزی بیدش

 

متصل است او معتدل است او ، شمع دل است او پیش کشیدش

 

جان من است او هی مزنیدش ، آن من است او هی مبریدش

 

آب من است او نان من است او ، مثل ندارد باغ امیدش

 

باغ و جنانش آب روانش ، سرخی سیب اش سبزی بیدش

 

متصل است او معتدل است او ، شمع دل است او پیش کشیدش

 

هرکه ز غوغا وز سر سودا سر کشد اینجا سر ببریدش

 

عام بیاید خاص کنیدش خام بیاید هم بپزیدش

 

باغ و جنانش آب روانش ، سرخی سیبش سبزی بیدش

 

متصل است معتدل است ، شمع دل است او پیش کشیدش

 

جان من است او هی مزنیدش ، آن من است او هی مبریدش

 

آب من است او نان من است او ، مثل ندارد باغ امیدش

 

باغ و جنانش آب روانش ، سرخی سیبش سبزی بیدش

 

متصل است معتدل است ، شمع دل است او پیش کشیدش

 

 

 

 

امیدوارم لذت ببرید

 

 

 

دل تنگی .. و باز هم ان چشم زیتونی دوست داشتنی...

نخستین نگاهی که مارا به هم دوخت ،

نخستین سلامی که در جان ما شعله افروخت ،

نخستین کلامی  که دل های مارا به بوی خوش آشنایی سپرد و 

به مهمانی عشق برد ؛

پر از مهر بودی... پر از نور بودم 

همه شوق بودی...همه شور بودم 

چه خوش لحظه هایی که دزدانه از هم نگاهی ربودیم و رازی نهفتیم .

چه خوش لحظه هایی که می خواهمت را به شرم و خموشی نگفتیم و گفتیم ...

چه خوش لحظه هایی که هم را شنیدیم

چه خوش لحظه هایی که در هم وزیدیم

و من چه مغرور بودم... چه مغرور بودم...

# فریدون مشیری ... اولین نگاه ...


دل نوشته :

و باز هم دیدمش آن چشم سبز مو قهوه ای را...

و باز هم حال آشفته ی من ..

و باز هم دلتنگی من برای آن  چهره ی عجیب دوست داشتنی...

پارمین ... حال آشفته و دلتنگی...

پست روانشناسی ۲.... مشکل درمانی ..مشکلات= پیشرفت

مشکل درمانی... 

از مشکلات فرار نکنید و بوسیله ی انها به خود درمانی بپردازید و در نهایت ... به پیشرفت و افزایش اعتماد به نفس... 

پس لازم است در ابتدا مفهوم واژه مشکل در ذهن ما تغییر کند .


باور خود را درباره مشکل تغییر دهید ! :


اول یک سوال ؟ هدف زندگی چیه ؟ آیا مگه هدف زندگی چیزی غیر از رشد و تعالی فرده ؟!

بدون مشکلات راهی برای رسیدن به هدف پیدا نمیکنید ، مشکلات به شما انگیزه پیشرفت و رشد میدهند...

در واقع   ذهن خودتان  از واژه مشکل باید کلمه پیشرفت رو معنی کند .چرا ؟؟! 

پاسخ : هیچ دیواری نمیتواند  در مقابل اراده انسانی مقاومت کند.  روح انسانی تغییرناپذیر است اما اراده انسان برای پیروزی در زندگی فقط هنگامی ایجاد میشود   که شما تصمیم بگیرید و باور کنید :


هیچ مشکل و مانعی نمیتواند    مانع شما بشه اگر تصمیم بگیرید که زندگی تان   را نه اوضاع محیط بلکه تصمیم  شما شکل دهد ،در آن لحظه است که زندگی شما برای همیشه دگرگون میشود   و بر نیرو ها مسلط می شوید


بحران های بزرگ ،انسان های بزرگ را ایجاد 

می کنند: 

مشکلات دو مزیت بزرگ دارند :

۱ افزایش اطلاعات و دانش:

مشکلات و بحران ها...بزرگ ترین فرصت برای شما برای یادگیری هستن درواقع مشکلات بزرگترین دانشگاه ها هستن که درس زندگی میدهند.

چشیدن سرد و گرم روزگار باعث فاصله گرفتن انسان از خام اندیشی و سطحی نگری میشوند و انسان از حکمتی برخودار میشه که انچه دیگران در آینه میبینن در خشت خام می بیند و انسان هر چه داناتر تواناتر خواهد بود .

۲ افزایش مهارت های عمومی و تخصصی : 

مهارت آموزی در نتیجه کلنجار رفتن با مشکلاته...


هردو اطلاعات و مهارت باعث افزایش اعتماد به نفس میشوند ،هرچه تبحر و دانش بیشتر اطمینان به موفقیت بیشتر ...برای بدست اوردن این دو اصل باید با مشکلات دست و پنجه نرم کرد!


نتیجه گیری : 

دیدتون رو نسبت به مشکلات تغییر بدید و از اون به عنوان کلیدی در افزایش مهارت و اطلاعات و در نهایت اعتماد به نفس نگاه کنید 

به چشم پیشرفت !!

با مشکلات مواجه بشید و فرار نکنید !!

بزرگترین خطری که شمارو تهدید میکند  فرار از مشکلات و خطره است !

فقیرترین افراد کسانی اند که :

از مشکلات کمتری برخوردارند  ‍!! انها فکر میکنن با فرار از مشکلات ایمن ترن در صورتی که ...آرامش در مناطق امن از نوع ارامش گورستانی است و زندگی بدون تحرک و پویایی!


سخن اخر :

تکه ای پنبه در غیاب باد ، همچون کوه استوار است ؛ اما زمانی که حوادث شروع شود ، کسانی بر جا می مانند که در کوره حوادث آبدیده شدند. انها از آزمون تاب اوری سر بلند بیرون می آیند.

تجربیات و مشکلات به غنای زندگی می افزاید و او میتواند با خرد حاصل از آن با اطمینان بیشتر با مسائل روبرو شود و به موفقیت برسد .....مسعود لعلی...


# نویسنده : پارمین و البته اندکی از کتاب چوپان دروغگوی زندگی خویش تنیم از مسعود لعلی ....

نیمچه پست روانشناسی.... اولین قدم در آرامش... بخشش....

ببخش چون:

تا وقتى نبخشیده اى انرژى حیاتى ات را صرف آن اتفاق مى کنى.

تا وقتى به آن فکر مى کنى، در جایى از وجودت نیرویى تورا بسته است که امکان حرکت را از تو مى گیرد.

وقتى نمى بخشى لیاقت دریافت خودت را از هستى پایین میاورى.

وقتى نبخشیده اى، نمى توانى گذر کنى و در همانجا که هستى باقى مى مانى.

ببخش تا آزاد شوى.

هیچ جا ارزش ماندن ندارد. همه جا فقط مکانى براى گذر است تا رسیدن به لا مکان.

به خاطر خودت ببخش نه هیچکس دیگر. 

چون مى خواهى خودت را دوست داشته باشى و نهایت خودت را ببینى.

#  زمزار

بیایید در همین نقطه و همین لحظه هر کسی روکه ازش دلخوری یا کینه ای داریم به خاطر خودمون ببخشیم...این اولین قدم در داشتن آرامش روحیه..بخشش وبخشیدن اول از همه باعث رهایی و آزادی خودمون از دغدغه فکریه...

ببخشیم اما یه سری نتیجه گیری هارو که از اون موقعیت و فرد کردیم در ذهن داشته باشیم..و یه سری چیزا رو از خاطر نبریم و اشتباه رو دوباره تکرار نکنیم که ...

بخشیدن به معنای تکرار دوباره اشتباه نیست !

اول از همه خودتون رو ببخشید و بازهم فرصتی دوباره به خودتون بدید انسان جایز الخطاست و خدا... الرحم الراحمین ...

# این تکه ای از بلور را نیز اگر سبب رنجش شما شده ببخشید :-) 

ارامش و حس خوب 5... پدر ...عشق ...

پدر عزیزم

من نبودم و تو بودی ،

بود شدم و تو تمام بودنت را به پایم ریختی ،

حالا سالهاست که با بودنت زندگی می کنم ،

هر روز، هر لحظه، هر آن و دم به دم هستی

ببخش که گاهی آنقدر هستی که نمی بینمت ،

ببخش تمام نادانیها و نفهمی ها و کج فهمی هایم را،

اعتراض ها و درشتیهایم را ، و هر آنچه را که آزارت داد

دستانت را می بوسم و پیشانیت را ،

که چراغ راه زندگیم بودی و هستی و خواهی بود ،

خاک پایت هستم تا هست و نیست هست

به حرمت شرافتت می ایستم و تعظیم میکنم


# تقدیم به تمام پدر ها که بهترین تکیه گاه هستن..

عاشق این عکسم بهم آرامش میدم 

ازامش و حس خوب 4... مراقب خودت باش...


درکنار انسانهای_خوشبخت همواره کسانی زندگی میکنند

که در هنگام جداشدن به آنها میگویند

” مراقب_خودت_باش “…

آنها نه اینکه به تواناییهای مان اعتماد ندارند

نه! بلکه با زبان بی زبانی ....ارزش و اهمیت من و تو را به خودشان و ما یادآوری میکنند..

در واقع  “مراقب خودت باش” ، همان جمله معجزه گر و پر از معنای”دوستت دارم” است که سراپای مخاطب را سرشار از عشق و انگیزه میکند..

بیان این جمله کوتاه ، همیشه در روابط اجتماعی ضرورت دارد و اعجاز میکند.

.

.

.

و هم اکنون من میگویم... مراقب خودتان و مهربانی هایتان باشید

# زمزار...


Image result for ‫عکس دختری گل به دست‬‎

دلنوشته ... گاهی در آینه نگاهی انداز

در آینه نگاهی انداز...

دل نوشته...

وقتی ته چاهی بودم...

به این می اندیشیدم چه چیز مرا به ته این چاه انداخته با تمام وجود دلم میخواست به یاد بیارم!

اای کاش میدانستم خطا کردن در نادانی خیلی بهتر است به یاد بیاری و بدانی خطا کرده ای آن هم دانسته !

رنجانده ای با میل...

نخواسته ای در اوج خواستن...

شکسته ای ! شکسته ای و نابود کرده ای ، در اوج شکستن خود !!!

حالا در جایی ایستاده ای که برای دانستن دلیل همه چیز.....

فقط و فقط کافیست در آینه نگاه کنی ...آری دلیل همه چیز دقیقا آن چیزی است که می بینی !!

# هما پور اصفهانی ...اثر ذهن خالی ...

آرامش و حس خوب 3... امشب دلم هوای تو دارد...

امشب دلم آرزوی تو دارد.

نجواکنان و بی آرام ، خوش با خدایش،

مینالد و گفت و گوی تو دارد.

_ تو آنچه در خواب بینند

پوشیده در پرده های خیال آفرینند.

تو آنچه در قصه خوانند.

تو انچه بی اختیارند پیشش،

خواهند و نامش ندانند.

امشب دلم آرزوی تو دارد....

# اخوان ثالث.. با اندکی تلخیص...غزل6

آرامش و حس خوب 2... برای آرامش خود تلاش کنیم...

و باز هم سلامی دوباره..

راستش من میخوام کاری رو شروع کنم که امیدوارم بهم کمک کنید..

همه ی ما یکسری آرزو ها و خواسته هایی داریم که مطمئنا جز خداوند مهربان کسی نمیتونه اون هارو برآورده کنه... از طرفی این وسط ما یکسری واسطه هایی داریم که شاید به کمک اون ها بتونیم این اتصال رو قوی تر کنیم...

حالا یا به خاطر آرزوهامون یا به خاطر شفای بیماران یا شاید آرامشی که ازما سلب شده نمیدونم هر نیازی که در خودتون احساس میکنید..

من قصد دارم به خاطر همون خواسته ها و نیاز های درونیمون ...

1 ) بار قرآن رو ختم کنم و 2 ) ده هزار صلوات برای سلامتی امام زمان بفرستم ..اما.... میخواستم این کار رو خودم انجام بدم به تنهایی اما با خودم گفتم چه خوب میشه که بقیه هم سهمی داشته باشن و از این آرامش بهره بگیرن 

من این کار رو آغاز میکنم هر کدوم از شماها که خواستین تو این برنامه همکاری کنین جزئی که میخونین و تعداد صلوات هاتون رو بنویسید من این جا مینویسم...

راستش چن تا نکته ...

 اول این که این کار از امشب آغاز میشه و تا پایان روز شنبه دو هفته بعد خواهد بود و به قصد خشنودی خدا و سلامتی امام زمان در درجه اول و بعد حاجات خودتون...

دوم اینه اگر واقعا میخونید این جا به من بگید و البته حتی میتونید بگید که یه سوره میخونم یا اصلا 10 تا صلوات همینم کافیه..

وسوم این که فکر نمیکنم خیلی وقتتون رو بگیره میتونید در طی هفته تقسیم کنید...


بسم الله الرحمن الرحیم

خدایا با توکل برتو آغاز میکنم خودت یاریم ده...

شماره جز و تعداد صلوات رو ذکر کنید.

 

1 ) پارمین .... 5 جز اول قرآن +  دو هزار صلوات 

2 ) رویا جان... جز 28 + 2000 صلوات  :)

3 ) امیرجان ... جز 6 + 100 صلوات :)

4) آقا سپهر ... جز 30 + 500 صلوات :)

5 )  دوست جونم... جز 27 و 29 و 26 +  1000 صلوات

6 ) مامان عزیزم جز 25

7) فاطمه جز 8  

8) مریم و فائزه  200 تا صلوات 

9) آقای محمدرضا... 20 صلوات... قرار شده دونه دونه اضافه کنند .

10) داداش ابوالفضل جز 24

11) آقا محمد جز 23 + 500 صلوات :))


پستی کمی درهم برهم ://


تبریک به کنکوریای تجربی و ریاضی برای پایان این ماراتن سخت...

آرزوی موفقیت براتون دارم.

البته من هم امروز صبح یه امتحان خیلی مهم داشتم که یه جورایی روی روی بورس تحصیلی تاثیر میگذاره..

 دیشب یاد همه ی بچه ها بودم اسم تمام کنکوریای ریاضی و تجربی رو روی کاغذ نوشتم چه مجازی چه حقیقی و براتون دعا کردم...

مرسانا... دو تا حوا خانوم ها.. آقا حسین و خانوم آه با مد و البته دختر خاله خودم یاسمن و تمام کسایی که آشنابودم باهاشوم به هر نحوی...

کنکوریای تجربی  !!! شنیدم زبان انگلیسی و شیمی تون سخت بوده و البته ریاضی و عربیتون آسون...

کنکوریای ریاضی !! شنیدم فیزیکتون و شیمی سخت بوده ولی ادبیات و دینی آب خوردن ...


+++ وصد البته خودم امروز با یه امتحانی روبرو بودم که اسمش امتحان نبود اسمش غووووو ل بود :/  و البته زبان تخصصی شیرین و عزیزم رو که هر چی از آسونیش بگم کم گفتم ( الکی مثلا :///  )  انقدر آسون که نخونده و ندیده زدیم و کیف کردیم :/ به هر حال میشه گفت برای همه ما از الان به بعد شروع آزادی محسوب میشه :)


کمی درهم برهم : انقدر بدم میاد داری امتحان میدی یکی بالاسرت وایسه هی نگاه کنه رو برگه :/  اونم کسی که ادعای بلد بودن میکنه :// ... اون کیستش بماند :)


پیشنهاد میکنم تا رتبه ها و درصدامون نیومده از این آزادی استفاده کنیم ( کنکوریای میفهمن چی میگم :) ..)


آرامش و حس خوب 1... فرازی از دعای توسل


فرازی از دعای توسل که خیلی دوست دارم و به من احساس خوبی رو منتقل میکنه..

ابتدا حاجات خود رادر نظر بگیرید و بخوانید :

یا سادَتى وَمَوالِىَّ اِنّى تَوَجَّهْتُ بِکُمْ أَئِمَّتى وَعُدَّتى لِیَوْمِ فَقْرى وَحاجَتى اِلَى اللّهِ وَتَوَسَّلْتُ بِکُمْ اِلَى اللّهِ وَاسْتَشْفَعْتُ بِکُمْ إِلَى اللّهِ فَاشْفَعُوا لى عِنْدَ اللّهِ وَاسْتَنْقِذُونى مِنْ ذُنُوبى عِنْدَ اللّهِ فَاِنَّکُمْ وَسیلَتى اِلَى اللّهِ وَبِحُبِّکُمْ وَبِقُرْبِکُمْ أَرْجُو نَجاةً مِنَ اللّهِ فَکُونُوا عِنْدَ اللّهِ رَجاَّئى یا سادَتى یا أَوْلِیاَّءَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِمْ اَجْمَعینَ وَلَعَنَ اللّهُ أَعْداَّءَ اللّهِ ظالِمیهِمْ مِنَ الاْوَّلینَ وَالاْخِرینَ امینَ رَبَّ الْعالَمینَ


معنی :

ای آقایان من و سرورانم ... رو آوردم بوسیله شما پیشوایان و ذخیرگانم در روز نداری و نیازمندی به درگاه خدا...

و توسل جستم بوسیله شما به درگاه خداو شفاعت جویی کردم بوسیله شما به درگاه خدا پس شفاعت کنید برای من در پیشگاه خدا و از او بخواهید :

مرا از گناهانم نجات دهد ...  زیرا شمایید وسیله من به درگاه خدا و بوسیله دوستی و قرب به شما امید نجات از خدا دارم...

پس شما هم مایه ی امید من باشید ...

ای آقایان من اولیا خدا درود خدا بر همگی ایشان.. و خدا ستم کنندگان به ایشان را که دشمنان خدا هستند از رحمت خویش دور کند ..چه آنها که گذشته اند و چه آنها که بعد این آیند ...

آمین یا رب العامین 

+ التماس دعا... روز سه شنبه و دعای توسل

دعایم این است... ای کاش زودتر روزی فرارسد که تو ای مهربان ترین از من خشنود باشی  و این تنها آرزوی من است... یعنی میشود ؟!




آغازی از نوع دیگر ...با نام و یاد خدا

به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان


آغازی از نوعی دیگر...

با توکل و یاری خدا به زودی کار وبلاگ نویسی رو از نو شروع می‌کنم اما با یک تفکر جدید...

اسم این وبلاگ رو تغییر دادم، از این به بعد در این وبلاگ شاهد این پست‌ها خواهیم بود ...

1) پست‌های روانکاوی و روانشناسی مثل قدیم 

2) معرفی کتاب‌های روانشناسی 

3)معرفی رمان‌های ایرانی و خارجی در موضوعات اجتماعی و سیاسی و عاشقانه که تحول بزرگی در زندگیم ایجاد کردن

4) پاسخ به سؤالات شما

5)پست‌هایی به نام ( آرامش و حس خوب ) که شعر و دلنوشته‌ها رو شامل می‌شن.


+خاطرات، بهتر است در دفتر خاطراتم بمانند و ثبت بشوند

خاطرات دیگه نوشته نمی‌شوند...


  پ.ن: با توجه به این که در آخرین نظرسنجی، اکثر شما گفتید که: درمورد حساس بودن و زودرنج بودن بنویسم اولین پستم همین خواهد بود

که ان‌شاءلله در هفته‌ی آینده منتشر می‌کنم

همون‌طور که گفتم اخر این هفته امتحان دارم... براش آماده‌ام اما شما هم برام دعا کنید .. انشالله بعد امتحانم شروع می‌کنم

در ضمن ممنونم از کسایی که تو این مدت دائما برام کامنت گذاشتن و حالم رو پرسیدن ... سپاسگزارم بی شمار 

یا حق....



سلام خوش آمدید...
من پارمین هستم.. تکه ای از بلور..
Designed By Erfan Powered by Bayan